محمد معصوم البكري ( نامى )
280
تاريخ سند ( تاريخ معصومى ) ( فارسى )
كشلوخان آن بود كه ابن بطوطه در سفر نامه خود نوشته . يعنى چون محمد تغلق از خواهر زاده خود بهاء الدين رنجيد ، او را زنده سلخ كرد و جلد او را به تبن حشو كرده با لاشه بهادر بهوره در اطراف مملكت خويش بگردانيد . وقتى كه آن دو جلد محشو ببلاد سند رسيد ، امير كشلو كه حاكم آن نواحى بوده آنها را باحترام تمام دفن نمود . و چون اين خبر را بسلطان رسانيدند خيلى غضبناك شد و خواست كه او را بغتة هلاك سازد . لهذا كشلوخان احتياطا علم مخالفت برافراشت ( رحله ابن بطوطه ، جلد 3 ، صص 318 - 323 ) تاريخ مباركشاهى و طبقات اكبرى سببى ديگر دادهاند . ص 48 ، س 11 : كرنال : كه الآن به جونا گره اشتهار دارد ، خصوصا تلّى كه مشرف بر جوناگره مىباشد . ص 48 ، س 13 : در مردم جاريجه در آمد : بر وفق تاريخ فيروزشاهى تاليف برنى ( ص 519 ) طغى از كرنال گريخته « تهته و دمريله رفت و در پنه ايشان ( ؟ ) افتاد » . و بر صفحه 523 گويد كه چون سلطان خواست كه طغى را زنده بگيرد ، طغى از كرنال گريخته « در تهته رفت و بر جام تهته پيوست » . و صاحب طبقات اكبرى ( ج 1 ، ص 221 ) طريق فرار طغى اينطور بيان نموده : طغى اهل و عيال خود و باغيان ديگر را از نهرواله برآورده ، از آب رن گذشته ، بجانب كنت ، از ولايت كچه رفت ، و چند روز آنجا بوده به تهته گريخت . ص 48 ، س 14 : ناك نى يا نانكنى : غالبا در ملك كچه موضعى بوده . ص 48 ، س 17 : كندل گوندل كه پانزده كروه شمال رويه كرنال ( طبقات اكبرى ، ج 1 ، ص 223 ) در ملك كاتهياوار واقع است . و ضياء برنى گويد ( تاريخ فيروز شاهى ، ص 523 ) كه « اين كوندل موضعى [ است ] بر سمت تهته سومرگان دمريله » .